السيد الطباطبائي

425

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

علماى ما آن بخش از حديث هاى على بن ابى حمزه كه به پيش از ياغى شدنش ، مربوط است را گاهى مى پذيرند . اما اين حسن كه پسر اوست ، علماى رجال به او لقب « رجل سوء » ، « كذّاب » ، « ملعون » ، « واقف بن واقف » داده اند . آيا با حديث چنين كذّاب ، ملعون ، رجل سوء ، مى توان اصل هاى بدان بزرگى و اساسى را در دين تاسيس كرد ؟ ! برخى از علما كه به محور دعاى كبير و به محور همين آيه كه عنوان اسماء حسنيا در آن آمده ، كتاب هائى نوشته اند ، در ضمن سرى هم به همين حديث زده اند . زيرا در آخر آن ، آيه و عنوان اسماء حسنيا آمده است . مرحوم مجلسى نيز كه هميشه مى كوشد هيچ حديثى را رد نكند ، علم آن را به خدا واگذار كرده و توجه نكرده محتواى حديث ، اصل هائى را تاسيس مىكند كه از بدعت ترين بدعت ها است . اما برخى از صدرويان ما به اين حديث ، شرح مستقل نوشته اند و آن را مائده آسمانى براى تخيلات ارسطوئى و محى الدينى و صدروى خود مى دانند . و شگفت اين كه مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ( قدس سره ) اين حديث را پاى اساسى خدا شناسى قرار داده است . علامه طباطبائى مى گويد : « و انّ لمعانى الاسماء نحو تأخّرٍ عنه » : براى معانى اسماء نوعى تأخّر از خدا ، است . اين سخن يعنى چه ؟ آيا معانى اسماء موجوداتى هستند كه وجودشان از وجود خداوند متأخّر است - ؟ ! آن هم « نوعى تأخّر » ؟ ! آيا اول وجود خداوند به وجود آمده و به دنبال آن وجود معانى به وجود آمده اند ؟ ! اين لفظ « تأخّر » يعنى چه ؟ !